۲۴ بهمن ۱۳۹۱

در مورد این اخبار نظر بدهید

یاور

در یک جامعه در حال ویرانی که گرانی و تورم باعث پرواز نان از سفره ی مردم شده است و اکثریت بزرگی از افراد جامعه به خصوص در روستاها و اقوام کوچنده با این مبلغ ناچیز که به نام یارانه به آن ها پرداخت می شود، روزگار می گذرانند، شیوه
وعمل کردی بسیار واپس گرایانه و پیشاسرمایه داری که از مردم افیون زده مشتی بیکار و گدا تربیت می کند، آن هم در حالی که با این همه ثروت های بیکران در کشور، می باید با توسعه صنعتی و تولید کالایی آن قدر پیشرفت کرده باشیم که حتا کارگران خارجی هم از سفره ی کار و تولید بهره مند گردند. ولی مدیریتی که خود را به مشتی اقتصاددان خود فروخته ، امریکایی (نئولیبرالیستی) واگذار نموده است، باعث شده جوانان ما ، دختر و پسر ، میلیونی در انتظار کار باشند و در آرزوی شغلی که بتواند یک حداقل زندگی معمولی را برای خود تشکیل دهند. ولی برنامه های دولت های بعد از جنگ روندی به سوی بیکاری هر چند بیشتر و گرانی و تورم صد چندان افزون تر دارند. در این شرایط اخبار پنهان کار که رسانه های موجود بدان نمی پردازند یک سوی این ماسک بزرگ اجتماعی است.ولی اخباری که با تیترهای معمولی درحاشیه های رویه های این رسانه ها دیده می شوند، گویای غارت ثروت های مردم به وسیله ی مشتی نوبازاری و دلال سنتی خرافی است که روی دیگر این ماسک اجتماعی است. در چنين وضعيتي هيچ كس در جايگاه خود نيست و نيروهاي تحصيل كرده كه با خون دل و با صرفه جوئي از خوراك و پوشاك خانواده، هزينه هاي سرسام آور تحصيل را پرداخته اند تا شغلي با در آمدي نسبتا كافي داشته باشند، اكنون مجبورند براي گذران زندگي در سخت ترين شرایط به كار مشغول باشند. شما هم به این نمونه هاي زنده توجه کنید و نظرات و دیدگاه های خود را برای راهنمایی ما ارسال نمایید.

خبر اول:
از میان پروژه های نفتی پارس جنوبی
حسین مهربان اهل گچساران (دوگنبدان) لیسانس الکترونیک برق از دانشگاه آزاد شوشتر، فارغ التحصیل سال 87، پس از دوسال خدمت نظام یک سال و 5 ماه است که در پروژه مشغول به کار است. شغل این دانش آموخته، کارگر ساده برق کار است. در زمان شروع کار کابل کشیِ پروژه ایشان باید یک کابل سنگین را روی دوش بگذارد و با همیاری بقیه کارگران و سوت سرکارگر کیلومترها کابل را در كانال و ارتفاع حمل کنند و بکشند. پدر این مهندس زحمتکش جوشکار خطوط لوله شرکت نفت ایران درخوزستان بوده است. ایشان خانواده تشکیل داده اند.

خبر دوم:
حميد محبی نسب اهل زاغه خرم آباد، لیسانس مکانیک (قالب ساز) از دانشگاه پارسیان قزوین، محل زندگی کوهستان های آکنده از جنگل های بلوط خرم آباد. پس از سربازی به دلیل نداشتن یک رابطه نیرومند (رانت خوار) نتوانست کاری پیدا کند که با تحصیلات و تخصص او هماهنگ باشد. از این رو اینک در یک شرکت پیمانکار دست سوم به عنوان کارگر کمکی نقاش کار می کند . او با اندوه وافسردگی می گوید:" هر چه باشد از بیکاری و سربار خانواده بودن بهتر است."

خبر سوم:
قدم علی حیاتی از اهالی سمیرم فوق لیسانس مکانیک ماشین آلات، درحال دفاع از پایان نامه اش می باشد. تخصص در ترمودینامیک و مقاومت مصالح طراحی اجزا. از شهریور 91 در پارس جنوبی در یک شرکت پیمانکاری دست سومی کارگر کمکی جوشکار ورق های فلزی است. شغل پدرش باغداری سیب در سمیرم بود که بر اثر خشکسالی همه ی 1200 اصله درخت سیب آنها از میان رفت و درآمد فعلی خانواده ی پدری پول یارانه هاست. قدم علی حیاتی از دانشگاه سراسری شیراز ، دانشکده مکانیک در سال 91 فارغ التحصیل شد. قبلا به وسیله ی یکی از استادانش به آموزشکده های کنکور معرفی شده بود که مبلغ 250 هزار تومان می توانست دریافت کند (معافیت کارگاه های زیر ده نفر از قانون کار ، هدیه جناب گفت و گوی تمدن ها به کارگران ایران مبارک باشد) ایشان به پارس جنوبی آمده اند تا حداقل، حقوق زیر خط فقر شامل حالشان شود.

خبر چهارم
بهنام اسدی، لیسانس مدیریت صنعتی شغل کمکی انباردار (کارگر ساده)
برادرش لیسانس جفرافیای شهری، کارگر ساده

خبر پنجم:
داود اکبردخت، کارشناس معارف اسلامی، اقتصادی، کارشناس الهیات از دانشگاه امام صادق تهران شغل اول، پیک موتوری به مدت یک سال، شغل دوم راننده تاکسی به مدت یک سال، شغل سوم راپینگ کار ( بستن عایق پشم شیشه اطراف خطوط لوله) ساکن هرسین کرمانشاه.

این خبرها حاکی از وضعیت جوانان دانش آموخته و دانشگاه رفته ی ماست. تعداد این افراد در پروژه ها جایی که هنوز کار عملگی پیدا می شود، بسیار زیاد است. ولی آنها حاضر نیستند نامشان مطرح شود یا در این مورد حرفی زده شود. دلشان خون تر از آن است که با انتشار این اخبار امیدی داشته باشند. در ایران درصد بالایی از مردم دیگر امیدی ندارند که از این "امام زاده "معجزه ای برخیزد.

خبر ششم
این خبر از دنیای از ما بهتران است" است. با توجه به اینکه سرمایه داری صنعتی کوچک در ایران نفس های پایانی را می کشد و سرمایه داری صنعتی بزرگ قبلا مصادره شده است) این خبر مربوط است به دنیای دلال ها و واسطه ها و انگل ها و کاسبکاران نو کیسه.
صبح اقتصاد شماره 2357 پنج شنبه 12مرداد رویه 5: تیتر خبر: "صاحبان هواپیماهای شخصی مجوز تاسیس فرودگاه می گیرند."
در ادامه ی خبر، فرودگاه های خصوصی موجود: فرودگاه آزادی در آبیک قزوین، فرودگاه آسمان در شهر ری، مجموعه سپهر در شمال شهر تهران...
در این صورت باید جنگل های شمال را نابود کنند و زمین های سوخته اش را آسفالت کنند تا آقازاده ها در چشم و هم چشمی بتوانند رقابت کنند.(راستی این زندگی علی گونه است؟!) و به ریش نظریه پردازان جامعه ی بی طبقه ی توحیدی و یا حکومت مستضفان بخندند. ولی مردم ایران استثنایی اند، در طول تاریخ جهان نشان داده اند. این مردم در حاشیه مناسبات ضدبشری نئولیبرالیسم (تعدیل ساختاری و خصوصی سازی) شاهد ساکت این ابعاد نجومی فاصله طبقاتی هستند. بدون این که ضمیر خودآگاه آنها بداند، در ضمیر ناخوادآگاهشان همه ی این واقعیت ها پردازش و بررسی می شود که این فاصله ایجاد شده را می توانند به صورت فردی پر کنند یا باید با همیاری جمعی به سوی دیگر بروند.
در طول تاریخ ایران هیچ دوره ای نبوده، حتا در دوران حاکمیت وحشی ترین اقوام جنایتکار چون مغول که حتا به سگ و گربه های موجود در یک جامعه هم رحم نمی کردند، که ایرانیان در یک انفجار مردمی قوی ترین مناسبات سرکوب گر را سرنگون نکرده باشند. قیام سربداران خراسان و نابودی حکومت های مغول در آن قسمت ایران...
آری زمانی که کارد به استخوان ها برسد، تاريخ ناخودآگاه فرمان هایی صادر می کند که فرد ِتسلیم دیروز یک پارچه غوغا و قیام می شود. ایران سرزمین انقلابات مردمی است، از قبل از اسلام تا همین دیروز.
پارس جنوبی 6 بهمن 91

۶ نظر:

ناشناس گفت...

با درود
کدام نظر بادی مطح و جواب می خوهید
سئوال شما چیست؟بیشتر توضیح دهید ؟اگر در مورد پیش مقاله شماست شما باید اول توضیح میدادید که پیشا سرمایه داری که مطرح می کنید یعنی چه و می توانستید سئوال گنید ایا ایران پیشا سرمایه داری ست یا نه به همین دلائل باید گفت در چه مورد سوال دارید تا نظر بگیرید
موفق باشید

ناشناس گفت...

متاسفانه در کشور ما سرمایه ها دست بخشی حداقلی هستنند و کسانی وارد عرصه اقتصادی شده اند که خودشان از طریق رانت خواری و رابطه به ثروت های نجومی رسیده اند و از همه بدتر از مدیران ارشد جامعه هم میباشند و هر چه این شرایط بحران اقتصادی افزونتر میشود انها سود بیشتری میبرند و چون باز هم اکثریت آنها مورد حمایت دستگاههای امنیتی و اجرایی کشور هستند به همین دلیل جهت فعالیتشان مورد مواخذه قرار نمیگیرند و چون خود تخصصی ندارند از متخصصین هم استفاده نمی شود و همین باعث میشود که افراد متخصص کارگر ساده شوند و بیسوادان در سطح و جایگاه متخصص ها باشند و کلا چون اقتصاد جامعه ما بر اساس نفت است گردش مالی هم بصورت دلالی و رانت خواری میباشد که در این چرخه کارگران هیچ جایگاهی ندارند

حسن از قستنطنیه گفت...

به نظرم این معضل که نسل سومی و چهارمی ها در ایران با آن روبرو هستند عاقبت علتی میشود که به بکی از بالقوه ترین نیروها برای سرنگونی نظام آخوندی تبدیل شود .!
اولا :عدم توازن و تعادل که بین "خروجی دانشگاهها "و موسسات آموزش عال و "بازار کار "وجود دارد ناشی از عدم ایجاد زیر ساخته ها و امکانات تولید و بازار کار برای جذب این تحصیل کردگان و متخصصین است .
در حال حاضر بیش از دو میلیون دانشجو درتمامی رشته های اعم کاربردی و تخصصی و غیره داریم و بیش از پنج میلیون با تحصیلات لیسانس به بالا .

ولی عدم توازون و برنامه ریزی برای جذب و استفاده از این نیروی متخصص و تحصیل کرده معظل اول است .

باید بین تربیت و پرورش نیروهای متخصص و توانمند فنی و کاربردی و استفاده و ایجاد بستر و زیر ساختی که بتوان از این نیروها به نحوه مطلوب استفاده کرد توازون و تعادلی باشد که نیست و ایجاد نیز نشده است .!
این نیروی مازاد تحصیل کرده روی دست جامعه و نظام " مانده " است و تازه نظام به این فکر میکند که با ایتها و خانواده هایشان که با هزار آمال و ارزو و بعضا صرف هزینه های گزاف به این مدارک و آموزش ها دست پیدا کرده اند چه کند ؟!!
جز اینکه آنان را به حال خود رها کند چه می تواند بکند ؟!!
دوما : سیستم جذب " حداقلی " که نظام دارد سعی میکند از نور چشمی ها و وابستگان و جیره خواران و اعوان و انصار خودش نیروهای مورد نیازش را جذب کند و جای برای همه نمی ماند و اینان اولویت دارند حال اگر در شرایطی از لحاظ علمی و توان کمتر از همسانان و همسالان خودشان باشند .
سوما : ماهیت و جوهره نظام "آخوندی " بر پایه سرمایه داری " واسطه ای " و نه سرمایه داری " تولیدی " که این خود نیروهای متخصص و آموزش دبده را جز در راستای منافع و مسائل تولیدی که به میلیتاریسم و حفظ منافع و امنیتش کمک می کند / مابقی را دفع می کند ! همانند مسائل" اتمی و غنی سازی" یا ارتقا و تولید " جنگ افزارها " و ... شیه با این طور مسائل .!!
حال شما فکر می کنید با این نحوه برخورد با دانش آموختگان ایا راه دیگری برای این جوانان می ماند .؟!!


علي گفت...

در ارتباط با سوال ناشناس ميتوان گفت كه نظر خواهي مربوط است به شرائط سخت كارگران براي ساز مانيابي وتشكل . هنگامي كه يك مهندس ويا متخصص براي گذران زندگي تن به هر كاري ميدهد تا گرسنه نماند ،به نظر شما در چنين شرائطي چگونه ميتوان آنهارا متشكل كرده تا از حقوق انساني خود واز از ابتدائي ترين حقوق خود كه حق زندگي است دفاع كنند

ناشناس گفت...

با درود و پوزش ازاینکه در مورد تایپ توجه نگردیده است.(ناشناس اول) به نظر من ناشناس دوم و حسن هنوز یک تعریف مشخص از سرمایه داری یعنی چه؟ و سرمایه داران کیستند؟!! و در یک رژیم سرمایه داری سرمایه دار چه نقشی بازی می کندو یک سرمایه دار در یک رشته یامشخص در عین نبودن هم هست مثل سرمایه دار تجاری یا سرمایه دار مالی و الغیر باید توضیح داده شود است بعد از این تعاریف ارئه شده میشود بروشنی بررسی کرد !ناگفته نماند به نظر شما باید با یک رژیم سرمایه داری مبارزه و نابود شود یا نه؟!!در مورد جواب سئوال حسن اری وجود دارد ولی در این رژیم و ژیم سرمایه داری اهمیتی به این مورد داده نمی شود بلکه بصورت افراد ذخیره نیروی کار متخصص بصورت ارزان استفاده می شود این هم یک نقش این سیستم سرمایه داری در ایران یک شما فقط یک نمونه را ارئه داده اید است موارد دیگر کارگران هستند و بیکاری کارگران که اساسی ترین پایه و زیر بنای جامعه ما را تشکیل می دهند
موفق و پیروز باشد

ناشناس گفت...

با درود در جواب و تائید علی باید گفت که باری سرمایه دار مرگ و گرسنگی کارگران و زحمتکشان ودیگر اقشار جامعه اهمیتی ندارد چون کارگر همانگونه که نیروی کار را تولید می کند و سرمایه دار فقط برای بقا وزاد و ولد و تولید نیروی کار مجدد به ان پرداخت می نماید .تا موقعی که رژیم سرمایه داری وجود دارد وضعیت همین است که هست و خواهد بود و تمام این وضعیت ها ادامه خواهد داشت البته کارگر را با دانشجو و یا متخصص اشتباه نگیرید چون تعاریف جداگانه دارد التقاط و معنی این دو به مثال اشباهات زیادی را در بر خواهد داشت .وبطور کلی باید و در نتیجه باید گفت نابود باد سرمایه داری
موفق و پیروز باشید