۶ اسفند ۱۳۹۱

یک خبر

یاور

خبر استثنایی بود و داغ. داغ تر از تابستان های پارس جنوبی. به سرعت توفان درهمه ی پروژه ها گردبادگونه پیچید و هیجان بوجود آورد. ساده اندیشان و زود باوران به ذوق آمدند:
- " دیدید کارگران چه کردند. ؟!"
- "آره فاز... و فاز.... به وسیله ی کارگران تعطیل شد. چند روز کارگران درب ورودی این دو فاز را بستند."
خبرهای بعدی:
- "کارگران با سنگ و میله آهنی به ادارات شرکت ها حمله کردند و کلی خسارت مالی به بار آوردند."
یک منبع خبری دیگر:
- " 5 روز کارگران در اعتصاب و تحصن بودند. ولی کسی به آنها توجهی نمی کرد. تظاهر می کردند برایشان اهمیتی ندارد. ولی آدم فروشان شان در میان کارگران در جست و جوی رهبران اعتصاب بودند. از این رو واکنشی از جانب آقایان صورت نمی گرفت. کارگران که از بی اعتنایی ها عصبی شده بودند، در های فازها را بستند وآن ها را وادار به واکنش زود هنگام نمودند." زودباوران: " دیدید دیدید این طبقه است که قدرتش را به نمایش گذاشته..."
راستی چرا این حرکت صورت گرفت؟ آیا واقعا این روند یک روند امیدوارکننده از آمادگی طبقه ی کارگر برای کسب حداقل حقوقش است؟ هم آری و هم نه. دلیل این چالش انفجاری چه بود؟ آیا کارگران برای خنثی کردن تورم وگرانی روزافزون که زندگیشان را فلج کرده و خانواده شان را به شدت آسیب پذیر کرده، تقاضای اضافه حقوق دارند؟ صد البته این حق مسلم آن هاست و اگر به همین جهت وارد این درگیری شدید شده اند ، واقعا حق دارند. چون هیچ قانونی و هیچ نهادی از حقوق شان دفاع نمی کند. برای زندگی باید رزمید والا در جنگل بی قانونی، زبون و تسلیم و ترسیده پایمال می شود. ولی نه به این دلایل نبود.
آیا با تقاضای ایجاد سندیکایشان مخالفت شده بود که منجر به درگیری شده است؟ نه هرگز . آیا به خاطر غذا خدمات بهداشتی کارگران وارد اعتصاب شدند؟ غذایی که دیگر گوشتی ندارد و مشتی لپه و نخود نپخته است. باز هم نه.
کارگران 5 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. خب دیگر دلیلش پیدا شد. خانواده ی کارگر، زن و فرزندانش چگونه می توانند در شهر با این گرانی دوام بیاوردند و 5 ماه حقوق نگیرند؟! این حق طبیعی آن هاست. نه، نه باز هم نه.
آنها در حاکمیتی زندگی می کنند که قرار بود عرق تنشان خشک نشده حقوق شان را بگیرند. ولی این هم تقصیر خداست که در اینجا شب و روز شرجی و رطوبت هوا آن قدر بالاست که عرق تن این کارگران خشک نمی شود تا برادران دلال و واسطه حقوق پرداخت کنند. این برادران چون خیلی پای بند اصول و قواعد الهی هستند، مجبور شده اند صبر کنند تاعرق کارگران خشک شود، که نمی شود واین بیچاره انگل ها گناهی ندارند. این گناه آسمان و زمین است که این عرق خشک نمی شود.
آری این تولیدکنندگان صنایع بزرگ مادر در ایران در این ساختار آنقدر زیر فشار قرار گرفته اند که حتا برای 5 ماه حقوق تعویقی هم اعتصاب نمی کنند. حتا برای این ستم مضاعف هم اعتصاب نکرده اند.
دلیل شاید، ستم جدید شرکت های نیمه دولتی است که پس از 12 ساعت کار شاق در این آب و هوای سراسر آلوده به گاز و آلودگی صوتی بالا، حداقل فرصت ِفراغت ِقبل از خواب را باید به مساجد و مراسم عمومی مذهبی بروند. والا خبرچین ها نامشان را به مدیران - ببخشید- به حاجی آقایان، رد می کنند و آنها هم بی سرو صدا، فردایش از ورودشان به کارگاه خودداری می کنند. نه حتا به این دلیل هم نبود.
تنها به دلیل شنیدن یک خبر ساده ی ساده ی ساده بود که در این مملکت هر روز تکرار می شود. یک دزدی. یک فرار با مال دزدی. بلی وقتی کارگران شنیدیدند که یکی از مدیران شرکت دست دوم با حقوق کارگران، با حقوق 5ماه همه ی کارگران فرار کرده (یکی از حسابدارها که حقوق آن ها هم دزدیده شده بود، خبر را به کارگران رساند) ابتدا دست به اعتصاب زدند. ولی حوادث بعدی، بازتاب واکنش یا عدم واکنش مسوولان کارفرما بود که این پول را در اختیار واسطه کار قرار داده بود. (مبلغ ناقابل 24 میلیارد تومان؟!)
وقتی کارگران به آن ناامیدی رسیدند که امکان دریافت حقوقشان امری محال است، با سنگ و میله آهنی به ساختمان های اداری حمله کردند و شد اخبار بالا.
واسطه اصلی با پول ها فرار کرد، ولی یکی از همراهان او، آقای قربانی دستگیر شده و شرکت پیمانکار اصلی که یک نام کاملا ایرانی برای خودش انتخاب کرده، با پرداخت حقوق همه ی کارگران طی چک و اخراج همه ی آنها و بلک لیست کردن رهبران کشف شده ی اعتصاب همه چیز را خاتمه داد.
پارس جنوبی

هیچ نظری موجود نیست: